Close

مشاور_برند

مشاور برند، آن شخم زننده سازمان

عنوان “آن شخم زننده سازمان” رو در بیو اینستاگرامم و در کنار عنوان شغلیم نوشته ام و خیلی ها یا منظورم رو می پرسن یا براشون دستمایه طنز و حتا تمسخر می شه. خوبیش اینه که من پایه های اعتماد به نفسم در درونم قرار داره و با این چیزها نمی لرزه. چندتا اسلاید از […]

Read More

داستان مانی، بخش هشتم: ارتباط مانی با صنف تبلیغات

مانی مشق هایی که درباره رقابت بهش داده بودم رو آورد ببینم، خیلی خوش خط و منظم نوشته بود (نمی دونم به کی رفته!!!) گفتم همه اینهایی که درباره رقبا و رقابت یادگرفتی رو بگذار یه گوشه ذهنت، می خوام یه چیز مهمتری بهت بگم؛ چشاش برق زد، فکر کرد می خوام راه ضربه فنی […]

Read More

داستان مانی، بخش هفتم: مانی و رقبا

زمان حرف زدن از رقابت بود، مانی رو صدا کردم گفتم دفتر مشقت رو بیار می خوام بهت سرمشق بدم؛ دفترش رو آورد و بالای هر صفحه برای نوشتم:– همیشه حواست به رقیبت باشه که کجاست و چیکار می کنه.– هرگز از رقیبت نترس، چون تو خیلی باهوش و باسواد و باعرضه ای.– هرگز رقیبت […]

Read More

داستان مانی، بخش ششم: ساختار سازمانی دفتر مشاوره برند مانی

با مانی درباره ساختارسازمانی دفترش صحبت می کردم، گفتم با توجه به گروه هدف تو، بهترین انتخاب اینه که فریلنسر باشی، چون دنبال کار کردن با برندهای بزرگ نیستی که تیم بزرگ بخوای، تو می خوای با کوچیکترها همکاری کنی که بزرگ بشن، باز دوباره بری سراغ تازه کارها؛ ولی توی بعضی کارها بخش هایی […]

Read More

داستان مانی، بخش چهارم: جایگاه مانی – سه

مانی رو بردم پارک که لذت زندگی در طبیعت رو بچشه و اونجا چند ساعت براش حرف زدم، از دوران های زندگی بشر و مراحل پیشرفت و صنعتی شدن جوامع و البته خسارت هایی که خواسته و ناخواسته به محیط زیست و کره زمین زده و مخاطراتی که امروز سلامت، زندگی و آینده بشر رو […]

Read More