Close

ساختار_سازمانی

داستان مانی، بخش هفتم: مانی و رقبا

زمان حرف زدن از رقابت بود، مانی رو صدا کردم گفتم دفتر مشقت رو بیار می خوام بهت سرمشق بدم؛ دفترش رو آورد و بالای هر صفحه برای نوشتم:– همیشه حواست به رقیبت باشه که کجاست و چیکار می کنه.– هرگز از رقیبت نترس، چون تو خیلی باهوش و باسواد و باعرضه ای.– هرگز رقیبت […]

Read More

داستان مانی، بخش ششم: ساختار سازمانی دفتر مشاوره برند مانی

با مانی درباره ساختارسازمانی دفترش صحبت می کردم، گفتم با توجه به گروه هدف تو، بهترین انتخاب اینه که فریلنسر باشی، چون دنبال کار کردن با برندهای بزرگ نیستی که تیم بزرگ بخوای، تو می خوای با کوچیکترها همکاری کنی که بزرگ بشن، باز دوباره بری سراغ تازه کارها؛ ولی توی بعضی کارها بخش هایی […]

Read More