Close

درباره مانی

مشاور برند، آن شخم زننده سازمان

عنوان “آن شخم زننده سازمان” رو در بیو اینستاگرامم و در کنار عنوان شغلیم نوشته ام و خیلی ها یا منظورم رو می پرسن یا براشون دستمایه طنز و حتا تمسخر می شه. خوبیش اینه که من پایه های اعتماد به نفسم در درونم قرار داره و با این چیزها نمی لرزه. چندتا اسلاید از […]

Read More

پیشنهاد یک فرمول برای انتخاب مسئولیت اجتماعی برندها(ی معتقد به توسعه پایدار!)

هفته پیش ارائه ای داشتم با عنوان “مسئولیت اجتماعی برندها با دیدگاه توسعه پایدار”؛ خلاصه مطلب رو اینجا هم می نویسم برای سازمان هایی که می خوان با انجام مسئولیت اجتماعی ارزش و جایگاه برندشون رو ارتقا بدن. *نکته: برندهایی که براساس رانت و زدوبند و روش های تجارت کثیف (حتا با ظاهر تمیز و […]

Read More

چرا من “فهرست مشتریان” ندارم؟

*توضیح: این دومین مطلبیه که درباره فهرست مشتریانم می نویسم و کمابیش مشابه مطلب اول، ولی ظاهرن برای بعضی دوستان پیدا کردن مطلب قبلی در وبلاگم چندان آسون یا خوشایند نبود. نه در فضای وب، که در جلسه و صحبت خصوصی هم تا حالا کسی از من نشنیده که با چه سازمان ها/افرادی کار کرده […]

Read More

داستان مانی، بخش نخست: تولد مانی

مانی یک روز گرم تابستان، دقیقن نوزدهم مرداد هزاروسیصدونودوپنج، حدود ساعت سه و ربع کم به دنیا آمد؛ کلی توی خیابون انقلاب گشتم تا شطرنج استاندارد مسابقه ای کیان رو پیدا کردم، در کیف مهره ها رو بازکردم و وزیر سیاه رو درآوردم، خیلی ساخت تمیزی نداشت، می تونستم بگم از خارج برام مهره ها رو بیارن ولی […]

Read More

مانی وارد می شود!

بعد از یک ماه مرخصی، از روز شنبه 17 شهریور به کار برگشتم ولی اینقدر کار داشتم که نرسیدم پست بازگشت به کار رو زودتر بنویسم. در طول این مدت، لیبلی که در عکس مشاهده می فرمایید از طرف عزیزی به من هدیه شد با این توضیح: “اینو یکی از همکارام به من داده بود، […]

Read More

درباره فهرست مشتریان – داستان مانی، بخش دوم

برندینگ یکی از فعالیت های استراتژیک سازمانه، و اطلاعات استراتژیک سازمان بسیار محرمانه است؛ نه تنها چگونگی اجرای فعالیت های استراتژیک، که اصلن تصمیم و زمان اجرای چنین حرکت هایی بسیاری از اوقات باید محرمانه باقی بمونه؛ تجارت جنگه، برند رقیب بلندی های سوق الجیشی بازار هدف شما رو تسخیر کرده و شما خیال دارین […]

Read More

من رویایی دارم – داستان مانی، بخش نخست

I have a dream, a fantasy To help me through reality And my destination makes it worth the while Pushing through the darkness still another mile روزی که به عنوان یک فریلنسر شروع به کار کردم، همون طوری که در وب سایتم هم نوشته ام، محدودیتی برای کارهایی که می پذیرم تعیین کردم که هنوز […]

Read More

ایستادن بر شانه غول ها

“اگر من دوردست ها را دیده ام، به این خاطر است که بر شانه های غول ها ایستاده ام.” – سر ایزاک نیوتن   غول های تبلیغات و گرافیک دهه های سی، چهل و پنجاه خورشیدی ایران در کتاب سرخ و سیاه – سی سال تبلیغ به روایت سیته – ایستاده اند، تا استراتژیست ها، نویسندگان تبلیغاتی، مدیران هنری […]

Read More