Close

داستان مانی

داستان مانی، بخش چهارم: جایگاه مانی – دو

مانی اومد نشست بغل دستم که الوعده وفا! جایگاه من در حرفه برندینگ چیه؟ چه کارهایی رو باید قبول کنم و چه کارهایی رو نباید قبول کنم؟ گفتم قراربود خودت بهش فکر کنی، خب، به کجا رسیدی؟ گفت من فکر می کنم فقط باید با اونایی کار کنم که بهترین هستن، با پیشروها، با اونایی […]

Read More

داستان مانی، بخش چهارم: جایگاه مانی – یک

یکی از موضوعاتی که مانی باید مطالعه کنه و بهش مسلط باشه ضرب المثل هاست؛ یه روز اومد ازم پرسید: “کوزه گر از کوزه شکسته آب می خوره یعنی چی؟” گفتم یعنی آدم یه هنر و تخصصی داشته باشه ولی برای خودش از این تخصص استفاده نکنه؛ مثلن تو مشاور برند باشی و به مشتری […]

Read More

داستان مانی، بخش سوم: چشم انداز مانی

توی کیف مهره ها وزیر سفید هم بود، ولی یه مثل معروفی داریم که می گه “بزرگان سیه مهره بازی کنند”، با توجه به جایگاه مهره سیاه در فرهنگ مون و آرزوم برای کمک به بزرگ شدن برندهای ایرانی، وزیر سیاه رو برای تجسم مانی انتخاب کردم، دوست دارم هر برندی که باهاش همکاری می […]

Read More

داستان مانی، بخش دوم: تصمیم مانی

فردای تولد مانی بهش گفتم یادت باشه که تنها یک بار به دنیا میای، تصمیم بگیر که این یک بار رو موفق باشی، اینم بدون که برای موفق بودن هوش ریاضی و سواد لازمه، ولی اینا بدون هوش هیجانی و هوش معنوی فایده چندانی نداره. چند روز بعد دیدم رفته جلوی آینه ایستاده و داره […]

Read More

داستان مانی – انتخاب تصویر وب سایت مانی

یکی بود یکی نبود… نه این جمله برای شروع کردن قصه هاست، به درد داستان نمی خوره… پس چه جوری شروع کنم؟ یه عصر پاییزی بود، دفتر رئیس بودم و بساط چای و گپ و یادگیری به راه، گفتم رئیس من هنوز عکسی که از تخت جمشید برای وب سایتم می خوام پیدا نکرده ام، […]

Read More

مانی وارد می شود!

بعد از یک ماه مرخصی، از روز شنبه 17 شهریور به کار برگشتم ولی اینقدر کار داشتم که نرسیدم پست بازگشت به کار رو زودتر بنویسم. در طول این مدت، لیبلی که در عکس مشاهده می فرمایید از طرف عزیزی به من هدیه شد با این توضیح: “اینو یکی از همکارام به من داده بود، […]

Read More

من رویایی دارم – داستان مانی، بخش نخست

I have a dream, a fantasy To help me through reality And my destination makes it worth the while Pushing through the darkness still another mile روزی که به عنوان یک فریلنسر شروع به کار کردم، همون طوری که در وب سایتم هم نوشته ام، محدودیتی برای کارهایی که می پذیرم تعیین کردم که هنوز […]

Read More