Close

نوامبر 1, 2020

آغاز یا پایان؟ در پاسخ به پرسش “ایران ادز”

با شیوع کرونا نرمال قدیم پایان یافت و نرمال جدید شروع شد؛ دورانی از زندگی ما با نرمال قدیم پایان یافته و دوران جدیدی برامون شروع شده، بدون این که ما حق انتخابی داشته باشیم. مسئله امروز شاغلان صنف تبلیغات پاسخ دادن به این پرسشه: آیا در نرمال جدید به دنبال حرفه تازه ای بگردیم یا جایگاه تازه ای برای حرفه ای که تا به امروز داشتیم پیدا کنیم؟

کرونا، تحریم، شرایط اقتصادی بد… همه دست به دست هم دادن و بودجه های تبلیغاتی رو کاهش دادن یا به کلی قطع کردن. کار کم شده و همه مشغول رقابت شدیدتر برای ماهی گیری در دریاچه ای که روز به روز خشک تر می شه. ماهیگیر با هیچ امید و استراتژی و خلاقیتی نمی تونه این دریاچه رو بزرگتر کنه، تنها می تونه با امید به معجزه، چشم به مسیر رود خشک شده ای بدوزه که روزی تامین کننده آب دریاچه بود، بلکه از دور بوی آب به مشامش برسه. ولی تنها ماهیگیری می تونه تاب بیاره که به اندازه کافی ماهی خشک و نمک سود شده در انبار داشته باشه.

با یک تغییر پارادایم مواجه ایم؛ بسیاری از شرکت های واردکننده غیرفعال شدن، بسیاری از شرکت های داخلی در غیاب رقیب خارجی مشغول تولید بیشتر و پر کردن جای خالی اونهان، و بسیاری از تولیدکنندگان ریز و درشت به فکر صادرات.

الان دریاچه های نه چندان بزرگ و پراکنده ای در گوشه و کنار کشور در حال شکل گرفتنه. خوشبختانه به نوعی مرکزیت تهران در کارهای تجاری از بین خواهد رفت، امیدوارم اینقدر این تغییر بزرگ باشه که به مهاجرت معکوس هم برسه. شرکت های کوچک و متوسط که دفتر و کارخانه شان در شهرستان هاست حالا وارد گود تبلیغات خواهند شد و به لحاظ مالی، سلیقه ای و فرهنگی خود و جامعه مخاطب شون، ترجیح خواهند داد که با طراحان همشهری شان همکاری کنند.

برای شرکت های تبلیغاتی بزرگ تهران، شاید بهترین انتخاب، همکاری با صادرکنندگان بزرگ و متوسط باشه؛ ولی صادرکننده بزرگ از قدیم طراح دلخواهش رو انتخاب کرده، صادرکننده متوسط و کوچک هم بیشتر به صورت فله ای جنس صادر می کنه؛ اگر هم نیاز به بسته بندی و اقلام تبلیغاتی در مقصد داشته باشه نه بودجه اش به اندازه ای هست که پاسخگوی دخل و خرج شرکت های تبلیغاتی بزرگ باشه، نه در مقصد نماینده آگاه به گرافیک و تبلیغات و یا دسترسی به فوکاس گروپ داره که بتونه راهنمایی های لازم رو درباره سلیقه و فرهنگ مخاطب به طراح بده.

اینها رو نگفتم که کسی رو ناامید کنم، در بین همین صادرکنندگان حرفه ای یا تازه کار، مشتری های خوبی وجود خواهد داشت، شاید بازار کار فریلنسرها و شرکت های کوچک که همراه تولیدکننده و صادرکننده متوسط و کوچک خواهند شد، خیلی هم خوب بشه. شاید شرکت های بزرگ به فکر یافتن پارتنر در مقاصد صادراتی ایران بیفتن برای دسترسی به امکانات تشکیل فوکاس گروپ؛ خیلی بی تعارف هم بگم، بعضی ها مجبور خواهند شد یا دست از کپی کردن تبلیغات خارجی بردارن یا کار تبلیغات رو رها کنن؛ کپی کاری برای بسته بندی و تبلیغات محصول صادراتی منجر به از دست رفتن جایگاه و حتا مشکلات حقوقی برای تولیدکننده و صادرکننده خواهد شد و اون ور آب اصلن با کسی شوخی ندارن. دیگه نه تولیدکننده می تونه یه بسته بندی خارجی بده دست طراح و بگه من این شکلی می خوام، نه طراح می تونه از ناآگاهی تولیدکننده سواستفاده کنه و کار کپی تحویلش بده. نتیجه کار دیر یا زود مثل بومرنگ به سمت شون برمی گرده و ضربه سختی بهشون می زنه.

اتفاق خوبی که در میان مدت می افته، قیمت پیدا کردن “دانش و مهارت استراتژِی” و به خصوص پولی شدن “ایده” است! منظورم از دانش و مهارت استراتژی، حافظه قوی برای تحویل دادن مطالب کتاب ها نیست! درباره مغزهایی صحبت می کنم که کتاب هم خوندن ولی مهمتر از اون طرز تفکر استراتژیک و خلق ایده در سلول های خاکستری شون نهادینه شده. دیگه با شوآف نمی شه مشتری گرفت، مشتری با مسائل بسیار جدی و مهمی روبروست و باید تخصص مشاور برند و مشاور مارکتینگ و مدیر هنری پاسخگوی نیازهاش در مقاصد صادراتی ایران باشه. هزینه های شواف در شرکت ها کم می شه چون فعلن نه بهش نیازی هست و نه درآمدها کفاف می ده.

در نتیجه حذف کپی کاری و ارزش پیدا کردن ایده، به طراحی های هویت بصری ناب و ایرانی خواهیم رسید که به جایگاه سازی و فروش محصول صادراتی کمک خواهد کرد و غیرمستقیم شروع می کنیم به برندینگ برای ایران و صدور فرهنگ ایرانی.

درضمن شاید سرعت صادرات محصولات غیرفیزیکی مثل موسیقی و فیلم و آموزش به خاطر ریسک کمتر و زیرساخت آماده تر خیلی بیشتر از صادرات محصولات فیزیکی باشه. بازار بزرگ کمتر موردتوجه قرار گرفته فارسی زبانان سراسر دنیا – نه فقط ایرانیان مهاجرت کرده! فارسی زبانان! – جذابیت های کمی نداره.

گذشته از نیاز و علاقه ای که به معجزه داریم، بهتره تبلیغات چی ها واقع بین باشن و با حذف هزینه های غیرضروری لوکس بازی، و سرمایه گذاری روی بار دانشی و مهارتی کارکنان شون، به همراهی با تولیدکننده داخلی که بودجه اش با برندهای وارداتی قابل مقایسه نیست ولی ریگ ته جوب محسوب می شه فکر کنن.

وب سایت و اینستاگرام “پویش ملی صادرات” شاید جای مناسبی باشه برای شرکت های کوچک و فریلنسرهایی که می خوان برای تکمیل زنجیره ارزش صادرات، کنار تجار تازه کار قرار بگیرن و با هم رشد کنن؛ گویا این پویش خدماتی هم برای معرفی کاروکسب ها به یکدیگرداره.

در دوره جذابی به سر می بریم، دوباره ساخته شدن و قدرت گرفتن برندهای ایرانی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *