Close

ژوئن 2, 2020

مشاور برند، آن شخم زننده سازمان

عنوان “آن شخم زننده سازمان” رو در بیو اینستاگرامم و در کنار عنوان شغلیم نوشته ام و خیلی ها یا منظورم رو می پرسن یا براشون دستمایه طنز و حتا تمسخر می شه. خوبیش اینه که من پایه های اعتماد به نفسم در درونم قرار داره و با این چیزها نمی لرزه.

چندتا اسلاید از ارائه ای که سال هشتاد و نه برای یکی از مشتریان درست کرده بودم انتخاب کردم تا با ذکر مثال منظورم رو از عنوان “شخم زننده سازمان” توضیح بدم و بگم چرا برندینگ به یک قاب رنگی و تصویری محدود نمی شه.

برند هر سازمان، برآیند برند آدم هاییه که در سازمان حضور دارن؛ برای توضیح بیشتر مطلب “چیزی که شما دارین اسکرین سیوره یا برند؟” رو بخونید.

بنابراین کار مشاور برند به طراحی و خوشگل سازی دفترچه برند محدود نمی شه، یک برند واقعی از درون سازمان و درون آدم هاش ساخته می شه، مشاور برند باید بخش ها و فرآیندهای اصلی سازمان رو بشناسه و بتونه تاثیرشون رو بر برند سازمان ببینه و در صورت لزوم پیشنهاد تغییرش رو بده؛ به طور مثال فرآیند استخدام رو. مشاور برند باید توان تحلیل زنجیره ارزش و اجازه شخم زدن سازمان رو داشته باشه!

2 Comments on “مشاور برند، آن شخم زننده سازمان

مختار راد
ژوئن 2, 2020 at 11:30 ب.ظ

کوتاه نوشتید.
لازم دیدم اول از همه موافقت خودم رو با این موضوع بیان کنم ، البته که در لایه برندینگ، با همه سطوح عملکردی کسب و کار ، کار داریم.
و بعد بروم سراغ نقد.
می دونید که لازمه مشاور بودن ، فقط تسلط به دانش برندینگ و علوم کسب و کار نیست. یک مشاور ، نیاز داره تا بتونه نگرش مخاطبش رو به یک موضوع تغییر بده و برای همین هم باید بتونه طرفش رو بفهمه تا بتونه تغییری در او ایجاد کنه.
و شاید بخاطر همین هم باشه که مشاوره، فوت و فن خودش رو داره و میگن بهترین مشاور برای تو اونیه که تو رو بهتر می فهمه! (نه الزاما کسی که بهترین و به روزتریم راهکارها رو در آستین داره!)
نقدم به نوشته شما از این جهته که هر چند این ادعای درستیه که باید تمام ابعاد یک سازمان رو با برند مقصود، همسو و همرنگ کرد، اما کسی باید این کار رو انجام بده که بتونه محدودیت ها ، نگرانی ها، چالش ها ، ریسک ها، تجربیات ، درد ها ، امید ها ، ایده ها و ایده آل های کارفرما و کسب و کار رو تا حد دقیقی درک کنه.
بنابراین برای اثبات اینکه «یک شخم زننده سازمان باید برند کسب و کار تو را بسازد» ، و آن شخم زننده «من» هستم، بهتر اینست که بجای بهره گیری از بدیهیات برندینگ، روی این مانور بدید که چقدر سعی می کنید و چقدر می توانید یک کسب و کار را مثل یک موجود زنده درک کنید و بفهمید.
از جهت دیگری هم این درک مهمه: وقتی واقعا می تونیم از برندینگ حرف بزنیم که قبول داشته باشیم یک کسب و کار وقتی برند می شود که شبیه یک انسان برند رفتار کند.و همانطور که هر مشاوری می داند، «انسان » را اول باید فهمید ، سپس برای اصلاح و بهبود او راهکار داد. آن کسب و کار چگونه تصمیم می گیرد. چگونه عشق می ورزد ، چگونه تعارضاتش را در درون خودش حل می کند. واقعا چه اولویت هایی دارد ؟ درست مثل یک انسان.
در کل، نقدم به مطلب شما همین است: بیشتر شبیه یک ژست بازاریابی بود تا یک مطلب فنی.
چرا که از آن فهم عمیق ، چیزی گفته نشد. بدون هیچ پیش داوری و صرفا از روی نقد پاراگراف های کوتاه لازم دیدم این را بگویم: این ادعا بدون آن فهم ، کار زیادی انجام نمی دهد.
نمی دونم چرا انتظار یک مطلب فنی رو داشتم!
شاید چون در کانال علیجاه شهربانویی آن را دیدم. شاید.

پاسخ
manibr
ژوئن 3, 2020 at 3:06 ب.ظ

ممنون از این که وقت گذاشتید و خوندید و ممنون که نظر دادید 🙂

پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *