Close

می 11, 2020

گسل زیرپای برندها

بعد از زلزله چند شب پیش دماوند و تهران، به شوخی توی اینستاگرامم نوشتم “وبینار برندها در زلزله بذارم ثبت نام می‌کنین؟” و منظورم شوخی با وبیناری بود که خودم در اسفند سال گذشته و بعد از شیوع کرونا با عنوان “برندها در زمان بحران” برگزار کردم. ولی همین شوخی توجه خودمو به گسل‌های زیرپای برندها و زلزله‌هایی که می تونه تخریبشون کنه جلب کرد.

برند از جهاتی شبیه به ساختمونه، باید یه زمین صاف و محکم و مناسب براش پیدا کنی، یه فونداسیون خوب بریزی و بعد بسازی و بیاریش بالا و ساختنش که تموم شد تازه مرحله نگهداریش شروع می شه.

به نظر من بعضی از برندهای بزرگ ایرانی ساختمونشون رو روی گسل بنا کردن؛ یکی از این گروه برندها، سرویس‌های خرید و ارسال کالای آنلاینه؛ برای جلب رضایت مشتری از محصولی که تحویل می گیره و مراحل خرید و ارسال، دوتا نکته خیلی کلیدیه، یکیش اینه که تا حد امکان کالایی که قراره ارسال بشه بسته بندی کارخونه‌ای داشته باشه، دومیش هم فرهنگ افراد دخیل در انتخاب و ارسال کالاست؛ من اگه لبنیات و بیسکوییت و سایر اقلام کارخونه‌ای بخوام، فرقی نمی کنه شیر کم چرب نیم لیتری فلان برند رو خودم برم بخرم یا کسی برام بیاره – البته چرا، اینم حتا فرق می کنه! خودم دقت می کنم شیر با تازه ترین تاریخ مصرف رو بردارم ولی وقتی متصدی سوپر یا نفر سومی برام خرید می کنه نه تنها این دقت رو نمی کنه که ممکنه برعکس هم رفتار کنه! – ولی وقتی سفارش هندونه و پیاز می دم تفاوت انتخاب خودم با انتخاب دیگری می تونه فاجعه باشه! هم پول بدی و هم جنس بی کیفیت تحویل بگیری! کرونا که هیچی، گودزیلا هم بیاد من یکی حق انتخاب میوه و سبزی خونه‌ام رو به کسی واگذار نمی کنم! اگه جنس بد برام بیاره، پولشم که دادم، کی می خواد پاسخگو باشه؟ موتوریه که می گه به من چه، اونی که توی پشتیبانی مشتریان نشسته هم که نرفته خرید، اعتراض کردن فقط جنگ اعصابه و اتلاف بیشتر وقت. یا اگه دیر بیاره یا هی بخواد زنگ بزنه که فلان کالا نیست اگه از لیستت حذف بشه قیمت خریدت از حداقل سرویس ما کمتر می‌شه و باید کنسلش کنیم و… یا اگه عجله داشته باشی و طرف سفارش رو دیر بیاره. وقتی خودت به سوپرمارکت آشنای محل زنگ می زنی سفارش می دی اگه بد باشه یا دیر بیاره اعتراض راحت و کارگشاتره، طرف می دونه ناراضی بشی دیگه ازش خرید نمی کنی و اونم تا وقتی درگیر محدودیت جغرافیایی کاروکسبش باشه مجبوره اهل محل رو راضی نگه داره.

در استراتژی و کاروکسب با هم تعارف نداریم، ممکنه توی تلگرام و فیس‌بوک صبح تا شب هی پست‌های وای ما ایرانی‌ها چقدر خوبیم برای خودمون بفرستیم ولی وقتی پای سرمایه و آبرومون وسط باشه بهتره روی این پست‌ها خیلی حساب نکنیم و با عینک واقع‌بینی به جامعه نگاه کنیم؛ جامعه‌ای که خوشبختانه هنوز بخش زیادی از میوه و سبزی رو به شکل فله می خره – بسته‌بندی بی‌مورد دشمن محیط‌زیسته و خیلی از بسته‌بندی‌ها می تونن به نفع محیط‌زیست حذف بشن – و فرهنگش هم رسیدن به حداکثر منافع مالی در حداقل زمانه، نمی‌تونه زیرساخت مناسبی برای چنین خدماتی باشه. فرض کنید من زنگ بزنم به پشتیبانی بگم چرا این سیب زمینی‌هایی که برای من فرستادی اینقدر گنده است؟ طرف می‌گه ببخشید یا می‌گه خانم اگه کمتر از وزن سفارش داده شده یا گندیده نیست جای اعتراض ندارین؟ تازه برای ته‌دیگ خیلی هم بهتره! بعد من باید به ایشون حالی کنم که سیب‌زمینی خیلی گنده غذای سالمی نیست و احتمالن بیش از حد مجاز بهش کودشیمیایی دادن؟ تازه اینو متقاعد کنم، چی می‌گه؟ نهایتش یه عذرخواهیه و قول تکرار نشدن این داستان که هیچ تضمینی هم نداره.

حتا خدمات تاکسی‌های آنلاین؛ من تا وقتی که مشتری آژانس محل بودم همیشه سفارش می کردم ماشین تمیزی که بو نده برام بفرسته، من که نمی تونم کلی هزینه تمیزی خودم و لباسم بکنم و با نیم ساعت نشستن توی آژانس بوی زیرسیگاری یا قصابی بگیرم، اونایی که بعد از پیاده شدن قراره با من معاشرت کنن درباره من چی فکر می کنن؟ نمی دونن که تا نیم ساعت پیش بوی عطر می دادم و یه ماشین سواری کوتاه این بلا رو به سرم آورده. تاکسی‌های آنلاین اوائلش تمیز و مرتب بودن ولی الان به خاطر شرایط اقتصادی جامعه خیلی ها از شهرستان اومدن تهران برای کار و شب توی همون ماشین می خوابن، خب معلومه وضعیت بهداشت ماشین چی می‌شه. بعضی‌ها هم که فکر می‌کنن ماشین خودمه و وقتی مسافر ندارم حق دارم توش سیگار بکشم! توجه نمی‌کنن ماشینی که باهاش به دیگران سرویس می‌دن خیلی هم ملک شخصی خودشون نیست و باید رعایت کنن و از این قضایا می‌شه یه مثنوی گفت و نوشت.

خلاصه که در ایران هرچی کیفیت محصول وابستگی بیشتری به فرهنگ و استانداردهای فکری و رفتاری پرسنل داشته باشه، گسل زیر برند عمیق‌تر و فعال‌تر و خطرناک‌تره.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *