Close

فوریه 25, 2019

داستان مانی، بخش هفتم: مانی و رقبا

زمان حرف زدن از رقابت بود، مانی رو صدا کردم گفتم دفتر مشقت رو بیار می خوام بهت سرمشق بدم؛ دفترش رو آورد و بالای هر صفحه برای نوشتم:
– همیشه حواست به رقیبت باشه که کجاست و چیکار می کنه.
– هرگز از رقیبت نترس، چون تو خیلی باهوش و باسواد و باعرضه ای.
– هرگز رقیبت رو دست کم نگیر، چون تو تنها آدم باهوش و باسواد و باعرضه این دنیا نیستی.
– هرگز به نقطه ضعف رقیبت حمله نکن، اگه نقطه ضعف هاش می تونست بهش صدمه جدی بزنه تا حالا زده بود.
– رقابت یک بازی استراتژیک جذاب و سرگرم کننده است، ازش لذت ببر و بیاموز و رشد کن.
دفترشو برداشت و رفت که تا خوابش نگرفته پنج صفحه مشق شب بنویسه؛ من به کیلوئی مشق دادن اعتقاد ندارم ولی منکر تاثیر نوشتن در یادگیری نمی شم.

بخش قبلی داستان مانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *