Close

دسامبر 17, 2018

داستان مانی، بخش چهارم: جایگاه مانی – سه

مانی رو بردم پارک که لذت زندگی در طبیعت رو بچشه و اونجا چند ساعت براش حرف زدم، از دوران های زندگی بشر و مراحل پیشرفت و صنعتی شدن جوامع و البته خسارت هایی که خواسته و ناخواسته به محیط زیست و کره زمین زده و مخاطراتی که امروز سلامت، زندگی و آینده بشر رو تهدید می کنه؛ به این قسمتش که رسیدم لنگه ابروشو داده بود بالا یه جوری نگاه می کرد انگار می خواست بگه چی شد که شماها فکر کردین اشرف مخلوقاتین؟ مجبور شدم قبل از این که بهم تیکه بندازه براش توضیح بدم که امروز کاروکسب ها از نظر دیدگاه های توسعه ای به دو گروه تقسیم می شن، اونهایی که تنها به دنبال رشد تجارت و سودشون هستن و همچنان به غارت منابع زمین و سوراخ کردن لایه اوزون و نابود کردن گونه های گیاهی و جانوری مشغولن، و اونهایی که متوجه خطاهای بشر شدن و حالا به دنبال توسعه پایدار تجارت شون هستن و همانا که ما از ایشانیم! ما قراره با کمک به موفقیت برندهای ایرانی معتقد به حفظ محیط زیست، فردای بهتری رو برای کره زمین و تمام ساکنانش فراهم بیاریم. صبورانه گوش کرد و آخرش پرسید: “پس کار کردن با اونایی که دارن محیط زیست رو خراب می کنن هم قدغنه دیگه، نه؟” گفتم:”با اونها هم قدغنه، شرط های دیگه ای هم هست، ازت می خوام سند سازمان ملل رو درباره “اهداف هفده گانه توسعه” پایدار بخونی و این سند معیار انتخاب برندهایی باشه که باهاشون همکاری می کنی؛ می دونم که به صورت مطلق نمی شه این شرایط رو در هیچ سازمانی پیدا کرد ولی این دلیل نمی شه ما ندیده بگیریمش، باید به صورت نسبی و در حد قابل قبول باید بهش وفادار باشیم، رم یک شبه ساخته نشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *