Close

جولای 30, 2018

من رویایی دارم – داستان مانی، بخش نخست

I have a dream, a fantasy
To help me through reality
And my destination makes it worth the while
Pushing through the darkness still another mile

روزی که به عنوان یک فریلنسر شروع به کار کردم، همون طوری که در وب سایتم هم نوشته ام، محدودیتی برای کارهایی که می پذیرم تعیین کردم که هنوز هم به این مرز معتقد و وفادارم؛ برند ایرانی و محصولی که با اهداف هفده گانه توسعه پایدار در تقابل و تضاد نباشه؛ چرا؟ به این دلایل:

1- من رویایی دارم، رویای ساختن جهانی انسانی تر که شاید فرصت زندگی در اون جهان رو پیدا نکنم، ولی حداقل می تونم کمکی به ساخته شدنش برای نسل های بعدی بکنم.

2- من با امکانات این مملکت درس خوندم، تجربه کردم و آموختم؛ کم یا زیاد، من جز سرمایه های انسانی وطنم محسوب می شم و باید بابت فرصت ها و امکاناتی که داشته ام دینم رو به کشورم ادا کنم.

3- به عنوان یک مشاور برند، اگه برای خودم بازار هدف تعریف نکنم و متمرکز نباشم، چطور می تونم به مشتری چنین توصیه ای بکنم؟

 

دوستان، محبت کرده و برای سفارش کارهایی که خارج از این محدوده است به سایر همکاران گرامی من مراجعه کنید.

سپاسگزارم

One Comment on “من رویایی دارم – داستان مانی، بخش نخست

آیدین داریان
جولای 30, 2018 at 1:44 ب.ظ

عالییی

پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *