Close

جولای 28, 2018

گفت و گو درباره برند شهرداری تهران، با شهرداری تهران

طراحی گرافیک یعنی استفاده از اصول و روش های هنرهای تجسمی برای ارائه پیامی مشخص به مخاطبی مشخص و از طریق رسانه ای مشخص؛ رعایت هویت برند سفارش دهنده، توجه به ذائقه مخاطب، انتخاب زبان تصویری متناسب با پیام و همچنین درنظر گرفتن مشخصات رسانه، وظیفه طراح گرافیک یا مدیر هنری پروژه است، اگرنه که فلانی پانزده ساله از ناکجاآباد هم می تونه یه مستطیل توی فتوشاپ بکشه و چندتا کلمه داخل این کادر بنویسه.

این طرح هایی که اخیرن به سفارش شهرداری تهران روی تابلوهای تبلیغاتی نصب شده، پیام مشخص که نداره، اول می گه “گفت و گو کنید”! شاید می خواد با بیماری هولناک قرن، افسردگی، مقابله کنه؛ ولی بعدش موضوعاتی که برای گفت و گو پیشنهاد می کنه این فرض رو زیر سوال می بره، آلودگی هوا، ترافیک، صرفه جویی، همسایگی… بعید می دونم اگه برای درمان افسردگی به روانپزشک مراجعه کنید این موضوعات رو برای صحبت کردن با دیگران تعیین کنه؛ تابلوی بعدی می خواد درباره کسانی که می شه باهاشون صحبت کرد ایده و آلترناتیو بده، با رئیس، با همسر، با مادر و پدر، با همکار… جمع مفهومی پیام این دوتا تابلو می شه: “به هرکی رسیدی درباره همه چیز حرف بزن”! نیست ما ایرانی ها کم حرف می زنیم و کم درباره همه چیز اظهارنظر می کنیم… از توی تاکسی و اداره و دم سبزی فروشی تا خونه و اتاق انتظار مطب پزشک، داریم درباره روش های نوین تربیت کودک تا مسائل ژئوپلیتیک خاورمیانه و بهترین روش پخت فسنجون حرف می زنیم؛ این که دیگه تشویق کردن و تابلوزدن و بودجه هزینه کردن نداره! اگه مشکل افسردگیه، که پیامش این نیست، من که نباید در ساعت اداری کار ارباب رجوع رو ول کنم برم با رئیسم درباره همسایگی صحبت کنم! اگر هم مشکل چیز دیگه ایه توروخدا بهم بگین، من طاقت شنیدنش رو دارم ولی طاقت دیدن هدر رفتن بودجه های شهرداری این روزها به شدت کم درآمد و پرهزینه تهران رو ندارم و این موضوع فقط افسرده ترم می کنه؛ فقط لطف کنید پیام مورد نظر رو با استفاده از گرافیک کمیک استریپ های آمریکایی برام تصویر نکنین که ذهنم به سمت داستان های بتمن و سوپرمن نره و متوجه بشم که یکی داره خیلی جدی درباره من و مسائل واقعی زندگیم صحبت می کنه، اگرنه برند شهرداری تهران در ذهنم خیلی خراب می شه و اعتبارش از دست می ره و این بار که شهرداری روی بیلبوردها تبلیغ بزنه و تشویقم کنه زودتر عوارضم رو بدم تا جایزه خوش حسابی بگیرم با خودم فکر خواهم کرد “پول رو بدم دست تون که با اون پروژه های تبلیغاتی بدون کارشناس و استراتژیست و مدیرهنری هدرش بدین؟ خب نمی دم و جایزه خوش حسابیش هم قدرت خریدی که امروز برام داره و فردا نخواهد داشت”!

شهرداری محترم تهران، من بعضی جاهای این مطلب رو به زبان طنز و شوخی نوشتم، ولی تو اهمیت جایگاه و برندت رو کاملن جدی بگیر، چون حتا سازمان معظمی مثل شهرداری نمی تونه همه مسائلش رو با قانون و مقررات و ابلاغیه و اطلاعیه حل کنه، خیلی از مشکلات سازمان ها با همدلی و همراهی و اعتماد و درک متقابله که حل می شه!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *