Close

جولای 18, 2018

من خاکستر رو به عمه ام ترجیح می دم

نه تنها از سر ترجیح روابط انسانی به روابط شناسنامه ای، که از سر اعتقاد به کیفیت مایع ظرفشویی خاکستر؛ تمام خانم های مسن و غیرمسن فامیل می تونن دور معاشرت با من رو خط بکشن اگه شرط این معاشرت استفاده از سایر مایع ها، جامدها، گازها و پلاسماهای ظرفشویی باشه؛ ولی پیشنهاد می کنم قبل از این ترک معاشرت چند دقیقه به دلایل من گوش بدن شاید که رستگار شدن.

عمه جان، بین شما به عنوان یک زن سنتی و خانه دار غلیظ، و من به عنوان زنی یاغی، شاغل ولی همچنان خانه دار، یک وجه مشترک بزرگ هست؛ این که هردوتایی مون عاشق ظرف هامون هستیم، برای خریدشون کلی وقت می گذاریم تا چیزی رو بخریم که نگاه کردن و استفاده کردنش بهمون حس خوبی بده، این یک جور بازی زنانه است که از دوسالگی در ما شروع می شه و تا پایان عمر همراه مونه؛ شما رو نمی دونم، ولی من اگه ظرفی رو هدیه بگیرم که دوست نداشته باشم، ردش می کنم بره؛ وقتی مهمون دارم، یکی از مهم ترین عوامل انتخاب غذا و میوه و شیرینی و… اینه که هوس استفاده از کدوم ظرف هامو دارم، دلم برای دیدن کدوم یکیشون تنگ شده، و چه خوراکی کدوم ظرف رو قشنگ تر می کنه؛ مثلن ماست رو در پیاله های بلور قرمزم می ریزم، سفیدی ماست باعث جلوه قرمزی پیاله می شه و پودر گل سرخی که روی ماست می ریزم همنشینی سفید و قرمز رو راحت تر می کنه؛ انگورهای درشت قرمز یا سیاه رو توی کاسه زردی می ریزم که به شکل برگ انگوره و حتمن یک خوشه رو طوری قرار می دم که از لبه ظرف آویزون بشه و دلبری کنه، اگه چیپس یا پفک مشمول قانون سالی یه بارش اشکال نداره بشن، توی کره بلوری شفافی می ریزم که رنگ زرد و نارنجی شادشون رو نشون بده، و شیرین پلوی طلایی در هیچ بشقابی مثل سفال های آبی لالجین جلوه نمی کنه… من از این بازی با رنگ ها و فرم ها لذت می برم. واقعیت اینه که سینی ها و لیوان ها برای ما زن ها چیزی بیشتر از یک وسیله هستن، اون ها نشانه، حامل و قاصد عشق ما به زندگی و زیبایی ان، عین موهامون؛ شاید به همین دلیله که در دعواهای احساسی و خانوادگی، ظرف هامون رو می شکنیم، این کار به نوعی مشابه کوتاه کردن موها بعد از شکست های عاطفیه. زن عاشق در ترانه کوچه لره سوسپمیشم هم حال و احساسش رو با ظرف هاش تصویر کرده:

پیاله لَر بیر هفته دیر

هَرَسی بیر طرفده دیر

گؤرمه میشم بیر هفته دیر

 

(پیاله ها یک هفته است

هر کدام در گوشه ایست

ندیدمش یک هفته است)

 

عمه جان می دونم که تا اینجا با حرف ها من موافقی، تو همونقدر عاشق کشیدن قرمه سبزی در کاسه های گل سرخی ات هستی که من عاشق سرو سوپ جو در فنجون های سرامیک رنگی؛ این کارها حکم مناسکی مقدس و حیاتی رو برامون دارن و هردو به یک اندازه به تمیزی کاسه و فنجون مون اهمیت می دیم؛ پس این داستان اختلاف من و شما سر میزان تمیزی ظرف ها از کجا شروع شد؟ کی به فکرش رسید به اختلافی که وجود نداره دامن بزنه و معاشرت من و شما رو به زهر ترس آلوده کنه؟ متاسفم که اینجا باید پای شما رو وسط بکشم؛ نه، منظورم حساسیت شما به شفافیت لیوان ها نیست؛ منظورم روش پسر بزرگ کردن شماست؛ شما همونطور که دختر کم سن و سالتون رو وادار کردین مثل یک زن بزرگ توی خونه کار کنه، تا وقتی که پسرتون با شما زندگی می کرد اجازه ندادین حتا یک لیوان بشوره؛ این پسر بزرگ شد و درس خوند و شاغل شد و تا روزی که سفارش تولید ایده برای فروش مایع ظرفشویی رو دادن دستش، از پروسه ظرف شویی هیچ تجربه و درک و تصوری به دست نیاورد و خاطره ای از این کار نداشت جز نگاه موشکافانه مادرش به لیوان هایی که خواهرش شسته بود؛ پس طبیعیه که ندونه میزان تمیز شدن ظرف ها، بیش از اون که به مایع ظرفشویی مربوط باشه، حاصل برنامه ریزی فرآینده، جدا کردن ظرف های چرب و غیرچرب، خیس کردن شون، خوب شستن اسکاچ با مایع ظرفشویی، شروع کردن از ظرف های غیرچرب، آبکشیدن اون ها، بعد گرفتن چربی قابلمه ها و دیس های خیلی چرب با همین اسکاچ و یک آبکشی مختصر، دوباره خوب شستن اسکاچ و ریختن مایع ظرفشویی و شستن ظرف ها، و هروقت که اسکاچ چرب می شه باید بشوریش و بعد بری سراغ بقیه ظرف ها، موقع آبکشی هم البته باید حواست باشه که ظرفی چرب نمونده باشه. اینجوری هم سرعت کار بیشتره، هم آب و مایع ظرفشویی کمتری مصرف می شه و به طبعش فاضلاب کمتری تولید می شه، هم ظرف ها چرب و لک باقی نمی مونه. ولی این فقط تئوری کار بود، پسر شما نمی دونه که وقتی سینک شلوغه و دست و پا تنگ، چندبار ظرف بالابلند مایع ظرفشویی با اون ضریب رعنایی* داغونش، ممکنه بیفته توی سینک و هربار ظرف های عزیز من و شما رو با خطر شکستن و لب پر شدن روبرو کنه به خصوص اگه پر و سنگین باشه و چقدر تعداد دفعات اعصاب خردکن افتادنش بیشتر می شه وقتی که خالی و سبک شده؛ شاید هم پسر شما طراح ظرف مایع ظرفشویی باشه.

بله عمه جان ما نه تنها در زمینه ابزارهای دیجیتال، که هنوز در زمینه ساده ترین وسائل زندگی روزمره نیازمند یک جنبش تکنوفمینیستی** هستیم تا زن ها برای زن ها وسیله و ابزار طراحی کنن، چون شما فقط به دخترتون سخت گرفتین که خوب ظرف بشوره و هرگز به پسرتون نگفتین مسئله ای از مسائل خواهرش رو حل کنه و یادنگرفت که یک بار دقیق به زندگی روزمره خواهرش نگاه کنه و ببینه که کوچکترین تغییرات، چه تاثیر بزرگی در زندگی اون دارن، بنابراین در کارخانه و شرکت، با همون آگاهی و تجربه کم و سطحیش از زندگی و فعالیت های زنان، چیزهایی رو ساخت و تبلیغ کرد که هیچ ارزش افزوده و مزیت رقابتی واقعی برای خواهرش نداشت، حالا مسائل خواهرش به کنار، با این بی توجهی و سرسری گرفتن ها خودش رو هم از توسعه محصول و افزایش فروش و موفقیت در رقابت محروم کرد (اگر ما امروز در جهانی با بمب های هوشمند و مسلسل های تاشو زندگی می کنیم ولی هنوز کسی به این فکر نیفتاده که وسیله ای خودکار برای گردگیری محیط زندگی مون در تعداد زیاد و با قیمت رقابتی بسازه و به بازار بفرسته، نتیجه ارزش ها و دیدگاه های شماست عمه جان!).

عمه جان فکر می کنم شما تا اینجا هم به ارزش های مشترک مون پی بردین، هم با دغدغه های زندگی امروزی آشنا شدین، لزوم کاهش مصرف آب و تولید فاضلاب، لزوم کاهش مواد شوینده ای که از طریق فاضلاب وارد زمین و چرخه طبیعت می کنیم و انتخاب موادی که ضرر کمتری به محیط زیست می زنن، سریع تموم شدن فرآیند ظرفشویی چون من یک زن شاغلم و باید به مطالعه و کار و جلسه ام هم برسم و نمی تونم تمام زمانم رو صرف خونه داری کنم. بنابراین، شما اگر تصمیم به ادامه معاشرت با من بگیرین، هربار که وارد آشپزخونه من بشین، با همین ظرف مایع ظرفشویی خاکستر روبرو خواهید شد که با ارتفاع کم و پهنای مناسب، نه پر و نه خالیش توی سینک سقوط نمی کنه و استکان های کمرباریک ظریف و لب طلاییم رو نمی شکنه مگر اینکه کسی از قصد بهش ضربه بزنه، روزهای خیلی شلوغ که حتا زمانی برای دست کردن و درآوردن دستکش ندارم و باید مثل فرفره به کارهام برسم هرچندساعت هم که بدون دستکش ظرف بشورم شب دست هام مثل سنباده زبر نشده که از خودم بدم بیاد یا به خودم بگم زن خونه بودن چه چیز مزخرفیه و لذت خونه داری و عشق ورزیدن به زندگی حرومم بشه، عمه جان دقت کردی روزهایی که زیاد و تندتند ظرف می شوری ابعاد بزرگ ظرف که برای دست مردها طراحی شده چقدر آزاردهنده تر می شه و اگه پر باشه مچ دستت چقدر خسته تر؟ ولی ابعاد و حجم مناسب این ظرف نعمتیه برای کم کردن دست درد شبانه بعد از چنین روزهایی و دوتا فرورفتگی اطراف ظرف کمکت می کنه هربار که با دست چرب یا کفی تندتند برمی داری و می گذاریش کنار سینک از دستت سر نخوره و روی حرکتش کنترل کامل داشته باشی، یه چیزی بگم که شاید خیلی به نظرت مهم نباشه یا بهش دقت نکرده باشی، من رنگ این مایع ظرفشویی رو هم خیلی دوست دارم، یک رنگ رویاییه که حس خوبی بهم می ده، ما وقتی ظرف می شوریم دست مون مشغول کاره، فکرمون که کار زیادی نداره، رنگ خاکستر منو می بره به سواحل اقیانوس و شنا و آفتاب و… می دونم هنوز به ظاهر نزار و نوشته های کمرنگ شده ظرف محبوبم داری چپ چپ نگاه می کنی عمه جون، ولی من بیست ساله که یک فعال محیط زیستم و بارها و بارها به کوه و بیابون و صحرا رفته ام برای جمع کردن زباله هایی که کره زمین رو داره می خوره و به جایی غیرقابل زیست تبدیل می کنه، بنابراین برای من ظرف قابل شستشو و استفاده دوباره یک راه حل مناسبه، درسته که خرید ظرف های پلاستیکی چندلیتری هم ایده آل نیست، ولی خیلی بهتر از خرید ظرف های کوچیک و هربار دورانداختن اونهاست، نوشته های رنگ باخته این ظرف برای من مثل جای زخم های سربازان وطن قابل احترامه؛ عمه جون فکر نمی کنم دیگه حوصله شنیدن تفاوت های تولید ظرف چندلیتری با ظرف کوچیک رو از نظر مواد اولیه و آب و برق و زمان تولید و … داشته باشی، پس بیا بشین تا برات یه چایی دبش بریزم سردردت خوب بشه، چایی ایرانی خوب دم کشیده با بهارنارنج دوست داری؟ میونه ات با نقل بیدمشک چطوره؟

 

 

 

* تعریف ضریب رعنایی رو می خواستم ارائه بدم، ولی نه خودم مهندسم نه منبع درستش رو پیدا کردم! زحمت کشیده از مهندس های مکانیک و عمران اطراف تون بخواین که براتون توضیح بدن!

** قطعن ویکی پدیا در حد ارائه تعریف کلی از تکنوفمینیسم معتبر هست! اینجا کلیک بفرمایید!

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *