Close

جولای 4, 2018

شکوفایی کار و اقتصاد، بدون زیربنای فرهنگی، خواب و خیالی بیش نیست

فرهنگ، سیستم عامل جامعه است؛ همونطوری که برنامه های اجرایی کامپیوتر برای استفاده از توان و امکانات سخت افزار باید روی سیستم عامل مناسب نصب بشن، سواد و تخصص و فعالیت های تولیدی هم باید روی بستر فرهنگی مناسب قرار بگیرن تا خروجی مناسب ایجاد کنن. نمونه ای که نیاز به هیچ توضیحی نداره: ژاپن بعد از جنگ جهانی! آیا امروز میزان سواد و تخصص موجود در کشور ما کمتر از ژاپن بعد از جنگه؟ قطعن خیر! ولی چرا همون بهره وری رو نداریم؟ چرا بازده کاری نیروی کار ایرانی به روزی یک ساعت هم نمی رسه؟ از هر طرف که بریم و از هر لایه ای که شروع کنیم، آخرش می رسیم به گپ های فرهنگی مون. تا زمانی که بستر فرهنگی مناسب نداشته باشیم هیچ تخصص و بودجه و توانی بهمون کمک نمی کنه، و فرهنگ جامعه از خود ما شروع می شه، نه لایحه بودجه و وزارت ارشاد و سایر سازمان های متولی فرهنگ. ما هستیم که انتخاب می کنیم زمان فراغت مون رو به دور دور در خیابون اختصاص بدیم و میزان مصرف بنزین و آلودگی هوای شهرمون رو بالا ببریم و فردا صبح به دولت و خودروسازی ها بابت آمارهای وحشتناک غر بزنیم، یا کتاب بخونیم و به جاهای دورتری از اونچه که اتومبیل ما رو می بره سفر کنیم و لذت ببریم، یادبگیریم و بزرگ بشیم.

با همین دیدگاه، ما -دفتر مشاوره برند مانی و شرکت اسمارت اینوست ایران– تصمیم گرفتیم که از ارتباطات و امکانات مون برای کمک به توسعه کتاب خوانی استفاده کنیم؛ قطعن مشکلات فضای فرهنگی و دلایل کتاب نخوانی جامعه ما خیلی بیشتر و بزرگتر از داشته های گروه ماست ولی اگر هرکسی به دمی یا درمی یا قدمی یا قلمی، تلاشی برای حل این مشکلات انجام بده، روزی رو خواهیم دید که به شرایط نرمال و استانداردهای جهانی نزدیک شدیم. بنابراین تصمیم گرفتیم که چند ناشر بزرگ و به نام را به جلسه بیزنس مچینگ با متخصصان برندینگ و مارکتینگ دعوت کنیم؛ این رویداد به عنوان یکی از فعالیت های مسئولیت اجتماعی این دو سازمان برنامه ریزی و اجرا شد.

شرح روال طی شده ضروری نیست، تنها این که در پایان این ناشران عزیز دعوت ما را پذیرفته و نمایندگان شون در جلسه حاضر شدن: چشمه، ققنوس، مرکز ، هرمس، افق، مدبر و با فرزندان، و البته نماینده ماهنامه قلک مجری طرح “کتاب تا کپر“. همین جا باید از محبت، همفکری و همکاری های بی دریغ جناب آقای رستگار مسئول امور مشتریان نشر چشمه برای برنامه ریزی این رویداد تشکر کنم.

و البته متخصصان عزیزی که بدون کمک و حضورشون برگزاری این جلسه امکان نداشت و در نهایت بزرگواری پیشنهاد ما رو پذیرفتن: جناب آقای دکتر مسعود سعیدی مشاور بازاریابی و ساخت برند، جناب آقای علیجاه شهربانویی مشاور تبلیغات هلدینگ فاخر، جناب آقای عادل طالبی کارشناس ارشد کسب و کارهای الکترونیک، و جناب آقای عباس عنصری فرد وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیات مدیره موسسه حقوقی دادفران مهرپاو.

این رویداد از ساعت 14 تا 17 روز چهارشنبه ششم تیرماه 97 در محل کافه تبلیغات و در دو بخش برگزار شد؛ در بخش نخست سخنرانان گرامی پیشنهادها و راهکارهایی رو به ناشران ارائه دادن، و بعد بخش مچینگ جلسه برگزار شد که هر یک از ناشرها با متخصصان مورد نظرشون به بحث و گفتگو نشستن درباره امکان و زمینه های همکاری.

 

جلسه با صحبت های آقای علیرضا آینه چیان مدیر شرکت اسمارت اینوست ایران آغاز شد.

 

 

 

جناب آقای دکتر سعیدی، نخستین سخنران، از لزوم تغییر دیدگاه های سنتی در بین ناشران و سایر تولیدکنندگان کالاهای فرهنگی گفتن، این که هنوز ناشران فکر می کنن کالای فرهنگی نیازی به مارکتینگ و تبلیغ نداره و همچنان این دولت هست که باید از نشر حمایت کنه تا سرپا بمونه و به مردم بگه که کتاب بخونین – در تایید صحبت های ایشون بگم که برخی از ناشران معروف و به نام در پاسخ به دعوت ما برای حضور در این جلسه اظهار کردن که “کتاب نیازی به مارکتینگ نداره که ما بیایم”! – همچنین ایشون با تاکید بر این که ناشران نباید تنها به فروش فکر کنن و می بایست در پی ایجاد وفاداری در مخاطب باشن، دوتا پیشنهاد اساسی برای فعالان این حوزه داشتن: 1- ایجاد برند پرقدرت 2- بازاریابی چریکی.

 

 

 

جناب آقای علیجاه شهربانویی به بهترین شکل توضیح دادن که چرا و چگونه ناشرها می بایست مبحث بازاریابی چریکی رو جدی بگیرن و مثال های جذابی از گوریلامارکتینگ و کارکردش ارائه دادن، از اهمیت یافتن و ساختن رسانه های مناسب و خلاقیت برای این نوع از پروژه های تبلیغاتی گفتن و همچنین نکاتی بسیار کلیدی درباره همکاری با اینفلوئنسرها و تاثیرهای سازنده یا مخربی که روی برند سازمان می تونن داشته باشن.

 

 

 

جناب آقای عادل طالبی درباره تغییر پارادایم و رفتار مخاطب و اهمیت استفاده از امکانات فضای دیجیتال صحبت کردن و امکانات و فرصت هایی که متاسفانه بی استفاده مونده در حالی که به استناد مثال هایی که ارائه دادن، استفاده از همین فرصت ها و امکانات سهل الوصل و تقریبن ارزان، می تونه تغییرات بزرگی در بازار ناشران ایرانی ایجاد کنه.

 

 

 

جناب آقای عنصری فرد هم درباره چالش ها و مشکلات حقوقی نشر و مالکیت معنوی صحبت کردن و نقش آموزش در حل بخشی از این معضلات، همچنین پیشنهاد استفاده از بیمه وکالت رو به حاضران در جلسه به عنوان نمایندگان حوزه نشر ارائه دادن.

 

 

 

و اما تصاویر بخش دوم و مچینگ این رویداد…

 

 

 

* در پایان باید از مخاطبان گرامی این وبلاگ به خاطر نثر ناموزون این پست عذرخواهی کنم؛ من نویسنده حرفه ای و مسلط به تکنیک های نوشتن نیستم، زمانی می نویسم که “نوشتنم بیاد”! خوشبختانه بیشتر اوقات هم نوشتنم میاد، ولی در دو سه هفته اخیر به خاطر پاره ای از مشکلات نوشتنم گیر کرده و نمیاد و همه مطالبی که در ذهن دارم ننوشته باقی مونده، این مطلب رو هم با یک هفته تاخیر و فقط به این دلیل که جنس خبری داشت و به اندازه کافی هم دیر شده بود با هر زحمتی بود نوشتم ولی خودم به هیچ عنوان ازش راضی نیستم؛ شما هم بزرگواری کنین و فقط به چشم مقداری اطلاعات بهش نگاه کنین نه یک نوشته که می دونم بسی ناساز است! نکته بی نمک داستان اینجاست که دقیقن این اتفاق باید برای پستی می افتاد که درباره نشر و کتابه! به هرحال، آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم/ این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *