Close

مارس 25, 2018

برای ساختن برند دیگران، برند خودمون رو خراب نکنیم

یه ماشین شاسی بلند قراره وارد بازار ایران بشه و برای معرفیش ویدئویی ساخته شده که با کلیک روی اینجا می تونید ویدئو رو تماشا کنید.

دوتا نکته در این ویدئو هست که من درک نمی کنم:

اول اینکه چرا برای معرفی یه ماشین، آدم هایی رو آوردن که ماشین باز نیستن – به جز خانم لاله صدیق – و نمی دونم معرفی یه ماشین توسط آدم هایی که تخصص ماشین و ماشین بازی ندارن و هی دور ماشین می گردن و از رنگ بدنه و تودوزی که یه خصوصیت متغیر نه چندان کلیدی محسوب می شه، با واژگان عمومی و بی انرژی “خوشگل” و “باحال” تعریف می کنن چه حسنی داره؟ به نظر من جایگاه برند رو بین معمولی هایی قرار می ده که فقط به خاطر فاصله شاسی تا آسفالت مشتری و مخاطب دارن؛ که اونم جایگاه مطمئنی نیست، فردا اگه هاچ بک سواری مد بشه، دیگه دلیلی نداره کسی بابت این ماشین پول بده.

مشکل بعدی من اینه که آیا خانم صدیق واقعن رنجرور، این شاسی بلند اصیل که حتا بیش از مرسدس خطوط اصلی طراحی بدنه اش رو حفظ کرده نمی شناسن؟ حتا با فرض این که شاید طراحی بدنه اش عوض شده، لوگوتایپ رنجرور که همیشه در بالای جلوپنجره نوشته می شه و حدود دو سوم از عرض ماشین رو می گیره که دیگه عوض نشده، اگه لوگوی ماشین وسط جلوپنجره قرار گرفته و با یه ماسک مربع شکل تقریبن بیست سانتی پوشیده شده، یعنی که ماشین رنجرور نیست! و به همین دلیل ولوو هم نمی تونه باشه، ولوو یه خط مورب روی سرتاسر جلوپنجره داره؛ ممکنه خانم صدیق یه راننده حرفه ای باشه، اما خیلی ماشین باز نباشه، پس دعوتش به این ویدئو همون ایرادی رو داره که دعوت کردن رضا یزدانی، یعنی ماشین رو جز معمولی هایی قرار می ده که فقط قراره چند روزی معروف بشه و یه تعدادی هم بفروشه و بره؛ ولی اگه خانم صدیق تشخیص داده بودن که این ماشین رنجرور نیست و گفتن شبیه رنجرور هست…

یه جایی هم خانم صدیق می گن چون ماشین بزرگه برای خانم ها خوبه که آقایون در رانندگی بهشون زورنگن! یعنی ماشین رو برای خانم هایی که دست فرمون شون کمی تا قسمتی تعطیله پوزیشن کردن! خب اگه بازار هدف ناراننده ها هستن – که ایرادی هم نداره – چرا خانم صدیق قبول کردن در ویدئوی معرفیش شرکت کنن؟؟؟ یه راننده حرفه ای، ماشین حرفه ای رو برای ماشین باز حرفه ای معرفی می کنه؛ نه ماشینی که قراره ناراننده ها رو از دست بقیه نجات بده؛ ماشین ساخته شده برای این گروه هم اون همه امکاناتی که خانم صدیق مجذوبش شده بودن رو لازم نداره و فقط ماشین رو بیخودی گرون می کنه. یعنی الان استراتژی محصول و استراتژی برند و استراتژی مارکتینگ با زاویه 120 درجه نسبت به هم دارن حرکت می کنن.

در ضمن، خانم صدیق، راننده حرفه ای گرامی که به امکانات ماشین علاقمند شدید، یکی از ساده ترین و کلیدی ترین امکاناتی که همه ماشین ها دارن، راهنماست! لطفن هنگام تغییر خط، به عنوان یه الگوی حرفه ای، از این نعمت خدادادی استفاده بفرمایید، اجازه بدین فرهنگ رانندگی شما به ناراننده ها منقل بشه و نه برعکس.

ای کاش هیچوقت حرفه ای ها قاطی بازی غیرحرفه ای ها نشن و برند خودشون رو خراب نکنن؛ برای هیچ یک از دو طرف نه آب می شه و نه نون.

بعد از دیدن این ویدئو به عنوان یه نیمه ماشین باز، حتا دلم نمی خواد با دامای تصادف کنم؛ و تصویر ذهنیم هم از خانم صدیق به عنوان زنی که در ایران پا به عرصه رانندگی حرفه ای گذاشته، مخدوش شد؛ چه حیف.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *