Close

فوریه 24, 2018

چه چیزی ارزش انسان را تعیین می کند؟ انسان بودنش یا برند شخصی اش؟

رفتارهای غیر حرفه ای، همیشه در صنف گرافیک و تبلیغات وجود داشت، تاثیر کوتاه مدت بیلبوردهای چاپ آقا با مضمون “طراحی رایگان”، علنی کردن این پدیده ناخوشایند بود؛ اما بدون شک در دراز مدت و در صورت ادامه این کمپین، فرهنگ مشتریان صنف گرافیک و تبلیغات، از شرایط کمی تا قسمتی نامناسب، به مرحله نیمه نامناسب نزول می کرد. بنابراین تصمیم ایران ادز برای ایجاد یک جریان صنفی و برگزاری کمپین “تخصص ما رایگان نیست” بسیار تصمیم درست و صنف محوری بود که در کمال ناباوری با ایرادها و نقدهای غیرمنصفانه برخی از اعضای صنف روبرو شد. البته هر انسانی حق تحلیل و نقد پدیده های جهان اطرافش را دارد، اما درعین حال باید توانایی پذیرش نقد شدن نقد خودش را هم داشته باشد؛ به قول سعدی:

دوستی با پیلبانان یا مکن                                         یا طلب کن خانه ای درخورد پیل

و من با ایمان به توانایی پذیرش جناب آقای تورج صابری وند، چند خطی درباره نقدی که به قلم ایشان در مجله رنگ منتشرشد، می نویسم.

نکته نخست – در این متن می خوانیم که: ” مخاطب این تبلیغ کسانی هستند که نه بیزنس مهمی دارند و نه گرافیک برای‌شان مهم است”؛ کسانی که بیزنس مهمی ندارند؟ معیار مهم بودن یک بیزنس چیست؟ هر فعالیت و کسب و کاری از یک سو بخشی از نیاز – هرچند کوچک – جامعه را برطرف می کند و از یک سو معاش خانواده ای را تامین می کند؛ اهمیت از این بیشتر؟ اگر برای این افراد و خانواده شان ارزش و حقوق انسانی قائل باشیم، دیگر هیچ بیزنسی را “غیرمهم” فرض نمی کنیم! برند نبودن، دلیل بر “مهم نبودن” کسی یا بیزنسی نیست!

هدف نقد، نقد آن چیزی است که گفته شده نه نقد گوینده، با این وجود پنهان نمی کنم که از این جمله آقای صابری وند که چند سال پیش به یادبود مهاجران غرق شده و فراموش شده سوری، دوهزار قایق کاغذی را در سواحل ترکیه به آب انداختند بی نهایت تعجب کردم؛ چطور هم وطن و هم شهری و هم صنفی مان را با این ادبیات از بالا به پایین می رانیم، ولی برای مهاجران سوری که نه هم وطن نه هم شهری ما هستند چنین زحمتی به خود می دهیم؟ کدام تورج صابری وند را باور کنیم؟

نکته دوم – در متن گفته شده که این آگهی، “سگمنت فتوشاپ کارهای ظهیرالاسلامی” را تهدید می کند و به اعضای صنف ربطی ندارد! اگر گفته می شد که به اعضای انجمن صنفی ربطی ندارد، راحت تر از کنار این نکته می گذشتم، اما ناچارم با توجه به تعریف صنف، و همچنین حضور طراحانی که دانش و توانایی بیشتری از “فتوشاپ کارهای ظهیرالاسلامی” ندارند، در بین اعضای انجمن و شرکت های تبلیغاتی به ظاهر متخصص، به این نکته هم عکس العمل نشان دهم. به تمام افرادی که در شغل و حرفه یکسان باشند و طبیعت فعالیت آنان یکی باشد، یک صنف گفته می شود! فارغ از میزان مهارت و دانش تخصصی آن ها! بنابراین “فتوشاپ کارهای ظهیرالاسلامی” هم جز صنف طراحان گرافیک محسوب می شوند حتا اگر عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک نباشند، و حتا اگر سایر طراحان گرافیک از پذیرش این واقعیت گریزان باشند؛ در عین حال فراموش نکنیم که بسیاری از اوقات، شانس و اتفاق است که دو نفر را با مهارتی یکسان، در دوجایگاه متفاوت قرار می دهد، یکی در دکانی تنگ و مملو از بوی مرکب چاپ با استفاده از کامپیوتر رومیزی قدیمی کارت ویزیت طراحی می کند، یکی دیگر در دفتری خوب دکوراسیون شده و با استفاده از مک بوک. فراموش نکنیم این همه گرافیک های بد و ایده های تبلیغاتی اشتباه که در سطح وسیع پخش و دیده می شود، حاصل فعالیت همکاران نشسته در دفاتر و دارای گواهی نامه های عضویت است، نه “فتوشاپ کارهای ظهیرالاسلامی”!

نکته سوم – نویسنده معتقد است عکس العمل نشان دادن به این گونه بیزنس ها خطای استراتژیک است و واکنش نشان دادن یعنی رسمیت بخشیدن و بها دادن به آن؛ یعنی اگر به این افراد و بیزنس ها عکس العمل نشان ندهیم، رسمیت نخواهند داشت! متاسفانه باید یادآوری کنم که عامل رسمیت بخشیدن به پدیده ها در ذهن مخاطب و عموم، اعضای انجمن صنفی طراحان گرافیک نیستند؛ دیگران بدون توجه به نظر و خواسته های ایشان، اطلاعات محیط اطراف را دریافت، تحلیل و به نفع خود استفاده می کنند. این تفکر که اگر ما وارد بحث با کسی نشویم، دیگران هم بهایی برای آنان قائل نخواهند شد، به مخیله هیچ استراتژیستی خطور نمی کند. نخستین تمرین استراتژی، درک و استفاده از تکنیک تحلیل سوت است، نقاط قوت و ضعف، تهدیدها و فرصت ها! بخش ساده تر این تکنیک، درست دیدن پدیده های مرتبط به موضوع و تکمیل دقیق و صحیح این جدول است؛ بخش سخت تر، نتیجه گیری و ارائه استراتژی است! کسی که واقعیت های جهان را نادیده می گیرد، بخش ساده تر را نیز نمی تواند انجام دهد، چه برسد به تحلیل و ارائه نتیجه و پیشنهاد؛ خطای استراتژیک، دست کم گرفتن جایگاه رسانه بیلبورد در ذهن مخاطب است، که به هرآنچه که روی آن ثبت می شود، ارزش و اهمیت می دهد؛ که اگر چنین نبود، کسب و کار دارندگان رسانه های محیطی جذابیتی نداشت، و خود ما نیز هنگام انتخاب رسانه برای مشتریان مان، به دنبال اجاره بهترین بیلبوردهای شهر نبودیم.

نکته چهارم – در مطلب گفته شده که بخش های ظهیرالاسلامی بازار، نه سفارش دهنده و نه فتوشاپ کارهایش، به ما ربطی ندارند! بیاید نگاهی بیاندازیم به: “سند استراتژیک انجمن صنفی طراحان گرافیک“:

– چشم انداز: ” تبدیل شــدن به معتبرترین مرجع طراحی گرافیک در ایران و قطب اصلی ارتباطی بین ذینفعان این رشته با یکدیگر.”

– ذینفعان: ” ارتباط طراحان گرافیــک در حیطه کاری خود فقط با همکاران طراح نیست و گستره وسیعتری را شامل میشود. انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران باید بتواند حلقه مرکزی و رابط اصلی بین این گروهها و جامعه باشد. این گروهها شامل:

  • طراحان گرافیک
  • سـایر طــراحـان (طراحـان صنعتـی، معـمـاران، طراحان داخلی و …)
  • پیــمانکــاران (عکـاسـان، تصـویـرســازان، چاپخانه داران و …)
  • سفارش دهندگان
  • دانشگاهها و موسسات آموزشی
  • دولت و ارگانهای وابسته
  • عموم جامعه”

اگر فتوشاپ کارهای ظهیرالاسلامی را جز “سایر طراحان” به حساب نیاوریم، جز “عموم جامعه” که می بایست به حساب بیاوریم! چطور می توانیم نسبت به منافع سایر طراحانی که در شرایط عادی هم امکان طلب دستمزد مناسبی را از کارفرما ندارند، اینقدر بی تفاوت باشیم در حالی که با عضویت در انجمن صنفی طراحان گرافیک، مطالب این سند را صحه گذاشته و پذیرفته ایم؟ اگر ما نسبت به غرق و فراموش شدن هم صنفان خود بی تفاوت باشیم، جا دارد که کسی هم در گوشه دیگری از دنیا در اعتراض به این بی انصافی هزاران قلم خشک شده را بر دیوار موزه ای نصب کند. رویکرد چشم انداز انجمن، ما را بر آن می دارد که نه تنها از حقوق و جایگاه خود دفاع کنیم، که به سمت این طراحان ضعیف نگه داشته شده نیز دست یاری و حمایت دراز کنیم، نه اینکه ندیده شان بگیریم و اجازه دهیم دیگران بیش از پیش در حق شان احجاف کنند و ما به شانه بالاانداختنی اکتفا کنیم.

نکته پنجم – در پایان نویسنده محترم را به بازخوانی اهداف بلندمدت تعیین شده در “سند استراتژیک انجمن صنفی طراحان گرافیک” – موارد 2، 6 و 9 – دعوت می کنم:

اهداف بلند مدت (2):

ارتقای درک تخصصی و عمومی نســبت به ارزش طراحی گرافیک در کسب و کار

جایگاه کنونی طراحی گرافیک در ایران که طراحان را در مقام مجری ارتباطات تصویری قلمداد میکند از عدم درک صحیح از ارزش و گســترهی اثرگذاری طراحــی گرافیــک و قابلیتهای نهفتـــه در این تخصـص نشأت میگیرد. البته باید توجه کرد که ارتقای این جایگاه در اذهان مخاطبین این حرفه، قبل از هر چیز مستلزم درک عمیق آن توســط اعضای انجمــن و بهطور کلی توسط خود طراحان گرافیک است. ضروری است که باور داشــته باشیم که طراحی گرافیک وظیفه و توانایــی فراتری از یک عملکرد فرمالیســتی و اجرایی دارد.

اهداف بلند مدت (6):

تشویق و تســهیل گفتمان در میان اعضا و تقویت روحیه اجتماعی

یکی از آســیبهای بالقــوه درونــی این نوع ســازمان ِ ها، نبود گفتگوی حرفهای مســتقیم و همچنین ضعف روحیــه اجتماعی میان اعضا و میان اعضا با ذینفعان است. انجمن باید عرصه را برای شکل گیری بحثهای حرفه ای، به روز و گســترش گفتمــان رو در روی اعضــا با یکدیگر و نیز با ذینفعان فراهم ســازد و راهکارهایی برای بروز و گســترش حس تعلق و وابستگی ایجاد کند.

اهداف بلند مدت (9):

ایجاد تصویری پیشرو و الهامبخش

هویت، جایگاه و تصویری که انجمن در اذهان اعضا و ذینفعان خود ایجاد میکند، باید نقشی الهامبخش داشته و آغازگر جریانات فکری جدید و خالق باشد.

 

نکته قابل توجه – نویسنده، در بخش دوم مطلب، تمام آنچه که خود در بخش نخست گفته زیرسوال برده و حتا رد می کند.

 

* تصویر را از صفحه اصلی مقاله جناب صابری وند در وب سایت مجله رنگ برداشته ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *