Close

نوامبر 6, 2017

برای پرسونال برندینگ از دوستان باهوش و دقیق تون کمک بگیرین

“برند چیزی نیست که شما می گویید، چیزی است که آن ها می گویند” مارتی نیومایر – کتاب لغزش برند

بنابراین هر زمان که تصمیم گرفتید یک برند شخصی برای خودتون درست کنید، به سراغ دوستان دقیق و بی تعارف تون برین و بپرسین در نظر اونها چی هستین. اگه پاسخ دادن به هر دلیلی براشون آسون نبود، یا اگه خواستین غیرمستقیم تر سوال کنید تا فیلترهای خودآگاه کمتری روی پاسخ بزارن، همون سوال هایی رو بپرسین که بچگی ها از هم می پرسیدیم ولی با کمی تغییر؛ مثلن بپرسین من شبیه کدوم ماشین هستم، یا چه ماشینی به من میاد؟ چه رنگی؟ کدوم حیوون؟ – البته اگه فکر می کنید تحمل مقایسه شدن با سایر فرزندان مادر زمین رو ندارین از خیر این یکی بگذرین هرچند به نظر من خیلی ارگانیک و کلیدیه! – کدوم شهر یا  کشور؟ چه نوع و مدل لباسی؟ چه شغلی؟ کدوم کاراکتر کتاب یا فیلم؟… مطمئنم زمینه مناسب و درستی برای شروع پرسونال برندینگ تون پیدا و تعریف می کنید، به شرطی که 1- در انتخاب آدم ها برای شرکت در این تحقیق اشتباه نکرده باشین و 2- توانایی تحلیل منطقی این پاسخ های حسی رو داشته باشین؛ البته پاسخ دهندگان منطقی تر حتا می تونن دلیل انتخاب شون رو هم بهتون بگن ولی اونایی که حسی تر جواب می دن نمی تونن و بهتر هم هست درباره انتخاب شون خیلی موشکافی نکنین اگرنه به پاسخی که دادن شک می کنن و شما هم گیج می شین.

اگه بعد از این تحقیق به حرف نیومایر رسیدین خیلی تعجب نکنین، تصویری که دیگران از ما دارن با تصویری که ما از خودمون داریم خیلی متفاوته، حتا اگه اونا اطلاعات زیادی درباره ما و زندگی خصوصی، علایق و سوابق مون داشته باشن.

برای مثال، چند روز پیش من با دوستی که سی ساله منو می شناسه و تقریبن از تمام علایق، احساسات و طرز تفکر من خبرداره، درباره سگ و ماشین صحبت می کردم، گفت بزار بهت بگم سگ و ماشین تو چی باید باشه؛ درباره سگ ایده خاصی نداشتم، فقط امیدوار بودم یکی از اینایی که صورت شون مثل حوله چروکه معرفی نکنه؛ ولی درباره ماشین مطمئن بودم با شناختی که از سلیقه من داره یه هاچ بک اسپرت آلمانی انتخاب می کنه که یا فولکس خواهد بود یا بی ام و، ولی اگه پورشه 911 یا یکی از سوپراسپرت های ایتالیایی رو هم انتخاب می کرد تعجب نمی کردم؛ سلیقه منو دقیقن می دونه! وقتی عکس یه آمریکایی عضلانی رو فرستاد فکر کردم داره شوخی می کنه، عضلانی های آمریکایی – کوروت، کامارو و موستانگ – با تمام جذابیت و قدرت و صدای موتورشون دقیقن انتهای لیست من و توی بخش “جهنم ضرر، اینم می شه امتحان کرد” ها قرار دارن؛ یه اس یو وی انگلیسی خیلی کمتر از این متعجبم می کرد.

پس هیچوقت با پیش فرض هاتون وارد پروسه برندینگ شخصی نشین؛ شما ممکنه فکر کنید در نظر همه پورشه 911 زرد قناری هستین، ولی به چشم بقیه – دور از جون، دور از جون – ممکنه سدان لکسوس سفید باشین! D:

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *